کوته زبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوته زبان . [ ت َه ْ زَ ] (ص مرکب ) کوتاه زبان . (فرهنگ فارسی معین ). آنکه به جهت نداشتن حق، دعوی نتواند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : ز طمع است کوته زبان مرد آز چو شد طمع کوته، زبان شد دراز. اسدی . و رجوع به کوتاه زبان شود.