کوتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوتی . (پسوند) مزید مؤخر امکنه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ابراهیم کوتی . اغوزدارکوتی . افراکوتی . بارکوتی . بختیار کوتی . بژم عباس کوتی . پلم کوتی . پنبه زرکوتی . تلوکوتی . تمیشه کوتی . چمازکوتی . حوض کوتی . درزی کوتی . دینارکوتی . دیو کوتی . سرهنگ کوتی . سلیاکوتی . شاه کوتی . شب حسن کوتی . شرامه کوتی . کته خواست کوتی . کرات کوتی . مارکوتی . محله ٔ درزی کوتی . محله ٔ قاضی کوتی . نارنجه کوتی . نرگس کوتی . نفطه کوتی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به کوت و همین کلمه ها شود.
کوتی . [ تی ی ] (معرب، ص ) قصیر و آن در فارسی کوتَه ْ است . (از المعرب جوالیقی ). بالضم منسوباً. کوتاه بالا. (منتهی الارب ) (آنندراج ). قصیر. (از اقرب الموارد).