کور راه نشین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کور راه نشین . [ رِ ن ِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کوری که بر راه نشیند. نابینایی که بر سر راه نشیند. کور درمانده : فلک کبود و زمین همچو کور راه نشین کسی که ماه تو بیند رهد ز کور و کبود. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کور راه نشین . [ رِ ن ِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کوری که بر راه نشیند. نابینایی که بر سر راه نشیند. کور درمانده : فلک کبود و زمین همچو کور راه نشین کسی که ماه تو بیند رهد ز کور و کبود. مولوی .