کورآویز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کورآویز. (ن مف مرکب، ق مرکب ) درآویخته و سخت گرفته از کسی یا جایی چون کوران : او همی گفت و من چو دشنه ٔتیز در کمر کرده دست کورآویز. نظامی (هفت پیکر ص ١٧٩).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کورآویز. (ن مف مرکب، ق مرکب ) درآویخته و سخت گرفته از کسی یا جایی چون کوران : او همی گفت و من چو دشنه ٔتیز در کمر کرده دست کورآویز. نظامی (هفت پیکر ص ١٧٩).