کورابین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کورابین . (اِ مرکب ) بمعنی کوبین باشد و آن ظرفی است مانند کفه ٔترازوی بزرگ که از برگ خرما یا از لیف خرما یا از نی بافند و روغن گران مغزهای کوفته را در آن کنند و در شکنجه درآرند تا روغن از آن برآید آن را به عربی معدل خوانند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). در جهانگیری و سروری و رشیدی این صورت نیامده، مصحف کوبین است . (حاشیه برهان چ معین ). و رجوع به کوبین شود.