کوراغلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوراغلی . [ کُرْ اُ ] (اِخ ) کوراغلو. نام قهرمانی است که اعمال پهلوانی او در بین قبایل قفقاز شهرت دارد. (از اشتینگاس ؛ ذیل کوراغلو).
کوراغلی . [ کُرْ اُ ] (اِ مرکب ) نام لحنی از الحان ترکان . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - کوراغلی خواندن ؛ در مقابل حقی سخنان بی اساس و غیرمنطقی گفتن . جوابهای بی سروته به تقاضای حقه ٔ کسی دادن . انکار وام خود کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ قطعه ای است ضربی که سابقاً در مقدمه ٔ ماهور نواخته می شد. (فرهنگ فارسی معین ذیل کراوغلی ).