واژه جو

کوسق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کوسق . [ س َ ] (معرب، ص ) بعضی گویند فارسی معرب است .(از المعرب جوالیقی ص ٢٨٣). معرب کوسه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کوسج . رجوع به کوسج و کوسه شود.

معنی کوسق | واژه جو