کوشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوشی . (ترکی -مغولی، اِ) علوفه و آذوقه و سیورسات . (فرهنگ فارسی معین ) : سلطان ارزروم قضای حقی را که او وقت محاصره ٔ اخلاط به مدد علوفه و کوشی نشانده، به انواع مبرات و کرامات مخصوص شد. (تاریخ جهانگشا ج ٢ ص ١٨١ از فرهنگ فارسی معین ).