واژه جو

کولارتکین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کولارتکین . [ ت َ ] (اِخ )از سرهنگان مقنع بود که به سال ١٦٣ هَ . ق . با جنیدبن خالد امیر بخارا مصاف داد. (تاریخ بخارا ص ٨٥).

معنی کولارتکین | واژه جو