کولاک کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دَ)(مص ل.)۱ - متلاطم شدن امواج دریا. ۲- (عا.) هنگامه به پا کردن.واژه قبلی: کولاکواژه بعدی: کولخ