کولی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حامص.) سواری روی کول و پشت.(کُ) (ص نسب.) ۱- دوره گرد، بیابانگرد. ۲- فاحشه. ۳- غرشمال، ارقه.مترادفها و واژههای مرتبطغربتی، غرشمال، قرشمال، لوریوش، لوری، لولیواژه قبلی: کوله پشتیواژه بعدی: کولیت