واژه جو

کون دادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کون دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) مفعول بودن . امرد بودن . (فرهنگ فارسی معین ). راضی به عمل بد شدن . برای مفعول واقعشدن آماده بودن . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ).

معنی کون دادن | واژه جو