واژه جو

کون کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کون کردن . [ کو ک َ دَ ] (مص مرکب ) مباشرت کردن از راه دبر. جماع کردن از پس . (فرهنگ فارسی معین ). لواط. وطی از دبر. (فرهنگ عامیانه ٔ جمالزاده ).

معنی کون کردن | واژه جو