واژه جو

کوناب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کوناب . (اِ مرکب ) آبی که از آب دادن کردها و سیراب شدن آن به زمین زیردست نشیند. آبی که از زراعت و مزرعه ٔ دیگر زهد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

معنی کوناب | واژه جو