کون
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
[ په. ] (اِ.) سرین، نشستگاه. ؛ ~ کسی گُهی بودن کنایه از: در کاری مشکوک دست داشتن. ؛ ~ سوزه کنایه از: حسادت شدید. ؛~ گشاد بودن کنایه از: تن به کار ندادن، تنبل و بی حال بودن. ؛ ~ نشور کنایه از: نجس، بی دین و لامذهب.
(کَ یا کُ) [ ع. ] (اِمص.) هستی، وجود.