کوچ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ تر - مغ. ] (اِ.) حرکت عدهای از جایی به جایی.(ص.) لوچ و احول.(اِ.) جغد، بوم.مترادفها و واژههای مرتبطجابجایی، رحلت، رحیل، سفر، کوج، مهاجرت، نقلمکان، هجرتواژه قبلی: کوپهواژه بعدی: کوچ نشین