واژه جو

کوک و کلک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کوک و کلک . [ کو ک ُ ک َ ل َ ] (اِ مرکب، از اتباع ) از اتباع است . حیله .(یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کلک شود. - کوک و کلک کردن ؛ با تعب و مهارت اسباب کاری را فراهم ساختن . (امثال و حکم ج ٣ ص ١٢٤٧).

معنی کوک و کلک | واژه جو