واژه جو

کویزدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کویزدن . [ ک َ دَ ] (مص ) گنجیدن . (فرهنگ فارسی معین ) : آن [ غیب ] در این جهان نکویزد. (طبقات انصاری نسخه ٔ نافذپاشا، از فرهنگ فارسی معین ).

معنی کویزدن | واژه جو