کپور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کپور. [ ] (اِ) به هندی اسم کافور است . (مخزن الادویه ). کبور. ◄ اسم هندی کهرباست . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
کپور. [ ک ُ ] (اِ) کُفُر. یک قسم ماهی خوراکی است که در گیلان و مازندران صید می شود. (یادداشت مؤلف ). گونه ای ماهی استخوانی که در دریای خزر فراوان است . (فرهنگ فارسی معین ). این ماهی به اندازه ٔ ماهی سفید است اما به نسبت دیگر ماهیها گوشتش خوش خوراک نیست . آن را در لاهیجان کِپور و در تداول عامه ٔ تهران کَپور تلفظ می کنند.