کچل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ چَ) (ص.) ۱- بی مو، طاس. ۲- کسی که سرش زخمهای چرکی دارد.مترادفها و واژههای مرتبطبیمو، طاس، کرک، کلواژه قبلی: کچواژه بعدی: کچلک بازی درآوردن