کچه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کچه . [ ک ِ چ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. ٣٢١ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
کچه . [ ک ُچ ْ چ َ] (اِ) ذقن . زنخ . چانه . فک اسفل . (یادداشت مؤلف ازلغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ). و رجوع به کَچَه شود.
کچه . [ ک َ چ َ ] (اِخ ) قصبه ای در رویان بود و به نام های کَجَّه، کجو، کجویه کچو نیز خوانده می شد. (از ترجمه سفرنامه ٔ مازندران ص ٢٠٥ و بخش انگلیسی ص ١٥٤). لسترنج در جغرافیای تاریخی نوشته است که در حول و حوش چالوس دو شهر بوده که یکی را کبیره و دیگر را کچه می گفته اند و یاقوت شهر کلار را همان کچه دانسته اما در این نامها اختلاط و اشتباه روی داده است دور نیست که کلار و کچه و رویان شهرهایی نزدیک به هم و حتی احتمال می رود هر سه اسم یک شهر باشند. (از جغرافیای تاریخ لسترنج ص ٣٩٨ و ٣٩٩).