کچول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کچول . [ ک َ ] (اِ) جنبانیدن جفته و سرین باشد هنگام رقص . (برهان ). جنبانیدن سرین باشد در رقص و پا کوفتن . (اوبهی ). کاچول . (آنندراج ). جنبش جفته و سرین در هنگام رقص . (ناظم الاطباء) : اسرار ملک بین که به غول افتاده ست و آن سکه ٔ زر بین که به پول افتاده ست و آن دست برافشاندن مردان ز دو کون اکنون به ترانه و کچول افتاده ست . (منسوب به ابی سعید ابوالخیر). نشاط در ایشان آمد و رقص و کچول آغازیدند. (راحةالصدور). ◄ (ص ) در زبان عوام، صورتی دیگر ازکچل است . (از لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). رجوع به کچل و رجوع به کچول و کچل شود.