کژکوژ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کژکوژ. [ ک َ ] (ص مرکب، از اتباع ) کج و کوج . شکسته بسته . (یادداشت مؤلف ) : با وی بزبان حال گفتم این قصه چنانکه هست کژکوژ. انوری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کژکوژ. [ ک َ ] (ص مرکب، از اتباع ) کج و کوج . شکسته بسته . (یادداشت مؤلف ) : با وی بزبان حال گفتم این قصه چنانکه هست کژکوژ. انوری .