کی (کَ یّ)/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ ع. ] ۱- (مص م.) داغ کردن. ۲- (اِ.) نشان سوختگی در پوست، داغ.واژه قبلی: کیواژه بعدی: کی برد