کیاده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیاده . [ دَ / دِ ] (ص ) رسوا . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٥٠٩) (از برهان ) (آنندراج ) (از فرهنگ رشیدی ). رسوا و معیوب و بدنام و بی آبرو. (ناظم الاطباء) : کاری که بسازید به دستان و به نیرنگ چونانکه کیاده شود این قاضیک ما. نجیبی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٥٠٩). ◄ (اِ) رسوایی . بدنامی . (ناظم الاطباء) : ای سعد سپهر دین کجایی کآثار سعادتت نهان است بازم ز زمانه کم گرفتی وین هم ز کیاده ٔ زمان است این عادت قلّت مبالات آیین کدام دوستان است ؟ انوری (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ (پسوند) مزید مؤخر امکنه : حسن کیاده . روزکیاده . لعل کیاده . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).