کیخا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیخا.(اِ) مخفف کدخدا. شکسته ٔ کدخدا (پیش بعض طوایف لر وکرد). (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : ای بزرگ اُبّه و کیخای ده دبّه آوردم بیا روغن بده . مولوی (از یادداشت ایضاً).
کیخا. (اِخ ) دهی از بخش میان کنگی است که در شهرستان زابل واقع است و ٤٠٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).