کیخ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) چرکی که در گوشههای چشم پیدا شود.واژه قبلی: کیبیدهواژه بعدی: کیخسروی