کیرنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیرنگ . [ رَ ] (اِخ ) شهری است : حبذا کیر قاضی کیرنگ آنکه دارد ز سنگ خارا ننگ . انوری (از آنندراج : کیر). رجوع به گیرنگ و حدود العالم شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیرنگ . [ رَ ] (اِخ ) شهری است : حبذا کیر قاضی کیرنگ آنکه دارد ز سنگ خارا ننگ . انوری (از آنندراج : کیر). رجوع به گیرنگ و حدود العالم شود.