کیسه بر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیسه بر. [س َ / س ِ ب ُ ] (نف مرکب ) دزدی که عیار است و زر از کیسه ٔ مردم دررباید. (آنندراج ). جیب بر. (ناظم الاطباء). دزدی که پول مردم را رباید. جیب بر. (فرهنگ فارسی معین ). طرار. (مجمل اللغه ) (منتهی الارب ) : دست غیری مبر که در همه شهر قلبکاران کیسه بر ماییم . خاقانی . کیسه برانند در این رهگذر هرکه تهی کیسه تر آسوده تر. نظامی . کیسه بر آن خواب غنیمت شمرد آمد و ازکیسه غنیمت ببرد. نظامی . شنیدم حاسدی زآنها که دانی که دزد کیسه بر باشد نهانی . نظامی . کیسه بری چند شگرفی نمود هیچ شگرفیش نمی کرد سود. نظامی (مخزن الاسرار ص ١١٦). رضاو ورع نیکنامان حر هوی و هوس رهزن و کیسه بر. سعدی (بوستان ). نگه دارد آن شوخ در کیسه دُر که بیند همه خلق را کیسه بر. سعدی (بوستان ). رجوع به کیسه بریدن شود.