کیس
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(کَ یُِ) [ ع. ] (ص.) زیرک، خردمند، هوشیار.
(اِ.) (عا.)چین خوردگی لباس یا پارچه.
(کِ یْ) [ انگ. ] (ص.) ۱- وضعیت، سرگذشت و حالت، مورد، نمونه. ۲- جعبه - ای که اجزای اصلی سخت افزاری رایانه براساس طرحی خاص در آن جای داده شود، محفظه، کازه. (فره).