کیصی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیصی . [ صا ] (ع ص ) آنکه تنها خورد و تنها فرودآیدو همواره در بند غم خویش باشد و پروای کسی ندارد. کَیْصی ̍. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد): فلان کیصی ؛ فلان تنها می خورد و تنها زیست می کند و در بند غم خویش است و پروای کسی ندارد. (ناظم الاطباء).
کیصی . [ ک َ صا ] (ع ص ) رجوع به مدخل قبل شود.