کیفتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومکیفتن . [ ت َ ] (مص ) عدالت کردن . ◄ میل و رغبت داشتن . (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ).واژه قبلی: کیفةواژه بعدی: کیفته