کیمون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیمون . [ مُن ْ ] (اِخ ) سیمون . پسر میلتیاد سردار سپاه یونان . (ایران باستان ج ٢ ص ٩٢٤). یکی از سرداران سپاه آتن در ٥١٠ تا ٤٥٠ سال ق . م . مسیح و پسرمیلتیاد بود و در جنگ با ایران پیروزیهایی به دست آورد. او پایه گذار و سازمان دهنده ٔ فرمانروائی دریائی آتن بود. (از لاروس ). رجوع به ایران باستان ج ١ ص ٦٥٦ و ٧٤٧ و ج ٢ ص ٩٢٤ شود.