کیمیافعل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیمیافعل . [ ف ِ ] (ص مرکب ) کیمیااثر. که اثرو عمل کیمیا کند. که خاصیت کیمیا دارد : آینه رنگی که پیدای تو از پنهان به است کیمیافعلم که پنهانم به ازپیدای من . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیمیافعل . [ ف ِ ] (ص مرکب ) کیمیااثر. که اثرو عمل کیمیا کند. که خاصیت کیمیا دارد : آینه رنگی که پیدای تو از پنهان به است کیمیافعلم که پنهانم به ازپیدای من . خاقانی .