کیمیا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ یو. ] ۱- (اِ.) مادهای که به عقیده قدما میتوانست مس را تبدیل به طلا کند. ۲- مکر و حیله. ۳- (کن.) عشق، عاشقی. ۴- (ص.) هر چیز نادر و نایاب، دست نیافتنی. ۵- در تصوف نظر پیرو مرشد کامل.مترادفها و واژههای مرتبطاکسیرشیمیواژه قبلی: کیمونوواژه بعدی: کیمیاگر