کین خواه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کین خواه . [ خوا / خا ] (نف مرکب ) کین خواهنده . انتقام جوینده . (فرهنگ فارسی معین ). انتقام گیرنده . کینه جو. انتقام کشنده : وگر خون اورا بریزی به دست که کین خواه او در جهان ایزد است . فردوسی . به تدبیری چنین آن شیر کین خواه رعیت را برون آورد بر شاه . نظامی . رجوع به کین خواستن شود.