کین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِمص.) عداوت، دشمنی.مترادفها و واژههای مرتبطبغض، حقد، دشمنی، عداوت، عناد، غرض، کینهواژه قبلی: کیمیاگرواژه بعدی: کین ایرج