واژه جو

کیگایی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کیگایی . (ص نسبی ) از مردم کیگا. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ احول . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - مثل کیگاییها ؛ لوچ . احول . (از امثال و حکم ص ١٤٧٦). رجوع به کیگا شود.

معنی کیگایی | واژه جو