گاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
گاب . (اِ) در لهجه ٔ عوام بمعنی گاو است . - امثال : آبم است و گابم است نوبت آسیابم است ؛ یک سر است و هزار سودا. رجوع به امثال و حکم دهخدا شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
گاب . (اِ) در لهجه ٔ عوام بمعنی گاو است . - امثال : آبم است و گابم است نوبت آسیابم است ؛ یک سر است و هزار سودا. رجوع به امثال و حکم دهخدا شود.