گادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گادن . [ دَ] (مص ) آرامیدن مردی با...، جماع کردن : به داد و به گاد است میل تو لیکن به دادن سواری به گادن پیاده . سوزنی . اسم مصدر آن گایش، و صیغه ٔ امر آن گای است . رجوع به گائیدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گادن . [ دَ] (مص ) آرامیدن مردی با...، جماع کردن : به داد و به گاد است میل تو لیکن به دادن سواری به گادن پیاده . سوزنی . اسم مصدر آن گایش، و صیغه ٔ امر آن گای است . رجوع به گائیدن شود.