واژه جو

گارسه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گارسه . [ س ِ ] (روسی، اِ) از لوازم چاپخانه . در تداول مطابع میزی با یکصد و چهارده خانه که حروف سربی در میان آن خانه ها است و حروف چین برای ترتیب کلمات حروف از آن برمیگیرد. محفظه ٔ حروف سربی در مطابع.

معنی گارسه | واژه جو