واژه جو

گارو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گارو. [ رُ ] (اِخ ) قهرمان داستان لافونتن بنام بلوط و بادرنجبویه از دسته ٔ مردم احمق و پرمدعا که بیهوده از امور انتقاد میکنند.

معنی گارو | واژه جو