واژه جو

گار

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

[ په. ] پسوندی است که به ریشه فعل می‌پیوندد و افاده فاعل می‌کند. آموزگار (صیغه شغل)، پذیرفتگار (صفت فاعلی)، سازگار (صیغه مبالغه).

[ فر. ] (اِ.) ایستگاه قطار راه آهن.

معنی گار | واژه جو