واژه جو

گازبر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گازبر. [ ب ُ ](اِخ ) دهی است از مرکز دهستان نمداد بخش کهنوج شهرستان جیرفت . واقع در ١٤٣ هزارگزی شمال خاوری کهنوج سرراه مالرو کهنوج . ریگانی . کوهستانی، گرمسیر، دارای ٣٠٠ تن سکنه . آب آن از قنات، محصول آنجا غلات، خرما. شغل اهالی زراعت . راه آن مالرو است . ساکنین از طایفه ٔ فرامرزی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).

معنی گازبر | واژه جو