گازران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گازران . [ زِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان شراء بالا بخش وفس شهرستان اراک، واقع در ٥٢ هزارگزی جنوب کمیجان، سر راه فرعی بین خنداب و ایجان . دامنه، سردسیر. دارای ٧٦٢ تن سکنه . ترکی فارسی آب آن از رودخانه شراء، محصول آنجا غلات، بن شن، شغل اهالی زراعت، گله داری، قالیچه، گلیم جاجیم بافی است . راه آن از پل دوآب اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
گازران . [ زِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان فراهان بالا بخش فرمهین شهرستان اراک . واقع در ٩ هزارگزی شمال باختری فرمهین و ٩ هزارگزی راه عمومی . دامنه، سردسیر، دارای ٢٦٤ تن سکنه . شیعه و فارسی زبان . آب آن از قنات و چشمه و محصول آنجا غلات، بن شن، شغل اهالی زراعت و قالیچه بافی و راه آن مالرو است، از فرمهین در فصل خشکی اتومبیل میرود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
گازران . (اِخ ) رجوع به کازرون شود.