گازرگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِمر.) رخت شوی خانه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِمر.) رخت شوی خانه.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
گازرگاه . [ زُ ] (اِخ ) نام موضعی است در شیراز که شیخ سعدی علیه الرحمه در آنجا آسوده است . (برهان ). حد شیراز قریب به مرقد شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی . (آنندراج ).
گازرگاه .[ زُ ] (اِخ ) نام مقامی است در هرات که خواجه عبداﷲانصاری در آنجا مدفون است . (برهان ) (آنندراج ). محل دفن خواجه غیاث الدین محمود : و صفاء آن منزل نزاهت زیاده از آن است که بیان بنان پیرامن تفصیل آن تواند گشت . (حبیب السیر چ خیام ج ٢ ص ٣١٥، ٦٠٨).
گازرگاه . [ زُ / زَ ] (اِ مرکب ) جای رخت شویی . رخت شوی خانه . رجوع به گازرگه شود.