گاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاف . (اِ) نام حرف بیست و ششم از الفبای فارسی و از حروف معقوده . رجوع به «گ » شود. ◄ شکاف . درز : بیامد قلون تا بنزدیک در ز گاف در خانه بنمود سر. فردوسی . ظاهراً «کاف » صحیح است، مخفف شکاف . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). رجوع به کاف شود. ◄ لاف که سخنان دروغ و گزاف و لاطائل و تجاوز کردن از حد و اندازه ٔ خود باشد. (برهان ).اغراق .