گام گام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گام گام . (ق مرکب ) آهسته آهسته . آرام آرام : رفتنت سوی شهر اجل هست روزروز چون رفتن غریب سوی خانه گام گام . ناصرخسرو. ◄ بتدریج . رفته رفته : ناگه روزیت بجر افکند گر بروی بر پی او گام گام . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گام گام . (ق مرکب ) آهسته آهسته . آرام آرام : رفتنت سوی شهر اجل هست روزروز چون رفتن غریب سوی خانه گام گام . ناصرخسرو. ◄ بتدریج . رفته رفته : ناگه روزیت بجر افکند گر بروی بر پی او گام گام . ناصرخسرو.