گامه
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
گامه . [ م َ / م ِ ] (ص نسبی ) (از: گام، قدم + -ه، نسبت ) در ترکیب آید: چهارگامه . چارگامه . رجوع به چهارگامه و چارگامه شود.
گامه . [ م ِ ] (فرانسوی، اِ) صلیبی که چهار شاخه ٔ آن به شکل گاما خمیده شود. رجوع به صلیب شکسته شود.