گاو کون کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دَ) (مص ل.) قضای حاجت کردن، ریدن.واژه قبلی: گاو موسیواژه بعدی: گاو گردون